آموزش تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال چیست

تحلیل تکنیکال ابزاری در بازار تریدینگ است که با به کارگیری آن میتوانیم سرمایه گذاری های مختلف را ارزیابی کرده و فرصت های مختلف خود در ترید کردن را شناسایی کنیم. در این تحلیل از اطلاعات فعالیت تجاری یک پروژه مانند روند قیمت کریپتو و یا شاخص حجم معاملات روزانه آن (Volume) آمار گرفته میشود. تحلیل گران تکنیکال بر این باورند که فعالیت تجاری و تغییرات قیمت یک پروژه در گذشته میتواند بیانگر نحوه تغییرات قیمت آن در آینده باشد. معمولا تحلیل تکنیکال در تقابل با تحلیل بنیادی قرار میگیرد؛ زیرا بر خلاف تحلیل بنیادی که بر اقتصادیات یک پروژه تمرکز میکند، تحلیل تکنیکال نگاه به الگوهای قیمت و سهام یک پروژه در گذشته دارد.

برخلاف تحلیل بنیادی که تلاش میکند امنیت یک ارز را بر اساس نتایج آن در بازار مانند میزان فروش و درآمد آن تخمین بزند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم معاملات روزانه یک ارز تمرکز میکند. با استفاده از ابزار تحلیل تکنیکال میتوان موشکافی کرد که چگونه عرضه و تقاضای یک ارز میتواند بر تغییرات قیمت، شاخص حجم معاملات روزانه، و نوسانات آن تاثیر گذار باشد.

آنچه که ما امروزه به عنوان تحلیل تکنیکال میشناسیم، ابتدا توسط چارلز دو (Charles Dow) در اواخر قرن ۱۹ میلادی و در قالب نظریه ی دو (Dow Theory) معرفی شد. پس از آن شماری از محققان این نظریه را ارتقا داده و پایه های آن را شکل دادند. اکنون نظریه دو بسار گسترده است و شامل صدها الگو و سیگنال هایی است که طی سالها تحقیق به دست آمده. درک مبنا های نظریه دو باعث میشود تحلیل درستی از داده ها داشته باشیم.

به صورت کلی در تحلیل تکنیکال از ابزار زیر استفاده میشود:

  • روند قیمت ها
  • الگوی نمودارها
  • شاخص های حجم معاملات روزانه و مومنتوم (Momentum) یا سرعت حرکت قیمت
  • اسیلاتور ها (Oscillator) یا نوسانگرها
  • میانگین متحرک (Moving Average)
  • سطوح حمایت و مقاومت (Support and Resistance Levels)

امروزه اطلاعات گسترده و کاملی درباره تمام این ابزارها در پلتفرم های اجتماعی در اختیار عموم است. نکته مهم دیگر این است که محاسبات انجام شده در این ابزارها پایه های ریاضی داشته و به همین خاطر در چند سال اخیر در وبسایت ها و پلتفرم های مختلف برنامه هایی راه اندازی شده که با وارد کردن اطلاعات ساده ای از ارز مورد نظر شاخص های بالا را محاسبه کرده و با استفاده از آن میتوانید تخمین بزنید که کدام سرمایه گذاری ها مناسب هستند.

تحلیل گران بنیادی همه چیز را، از شرایط کلی اقتصادی و صنعتی گرفته تا شرایط اقتصادی و نحوه مدیریت یک پروژه، در نظر میگیرند. در مقابل، تحلیل گران تکنیکال بر این باورند که تمام بنیاد های مهم در مهم ترین بخش یک پروژه یعنی قیمت ارز تاثیر گذاشته و بخودی خود اعمال و محاسبه شده اند. بنابراین کار آنها این است که تنها قیمت و حجم معاملات گذشته را به وسیله ابزارها و الگوهای بالا محاسبه کرده و قیمت آن در آینده را بدین وسیله تخمین بزنند.

باید این نکته را در نظر دات که نتایج تحلیل بنیادی و تکنیکال هیچکدام قطعی نیستند. تحلیل تکنیکال محدودیت های دیگری نیز دارد. یکی از نقدهای وارد بر آن این است که تاریخ همیشه تکرار نمیشود و امکان دارد روند قیمت یک ارز در آینده بر طبق روند قیمت آن در گذشته پیش نرود. هرچند در تحلیل تکنیکال، ابزارهای دقیق و تخصصی امروزه با استفاده از محاسبات ریاضی دقیق، تخمین های بسیار دقیقی نیز به دست میدهند. نقد دیگری که به آن وارد است این است که تحلیل تکنیکال در مواقعی نتایج موفقی دارد زیرا خود به صورت یک پیشگویی که به حقیقت میپیوندد عمل میکند. به عنوان مثال اگر نتایج حاصل از تحلیل تکنیکال پیش بینی کند که قیمت ارزی کاهش پیدا کند، و شماری از تریدر ها این فرض را قبول کنند، ارز خود را میفروشند و قیمت این ارز اینگونه کاهش پیدا میکند. بنابراین اگر تعداد زیادی از تریدر ها از یک سیگنال استفاده کنند، تغییر پیش بینی شده توسط آن سیگنال به مدت کوتاهی به وقوع میپیوندد، اما این تاثیر در بلند مدت ماندگار نیست.

در آخر باید گفت که به دلیل استفاده تحلیل تکنیکی از محاسبات ریاضی و آماری، شمار زیادی از تریدر ها از این تحلیل در خرید و فروش ارزهای دیجیتال استفاده گسترده میکنند و اگر شما قصد دارید که تجارت ارز دیجیتال را به صورت حرفه ای ادامه دهید بهتر است هم ابزار تحلیل تکنیکال و هم تحلیل بنیادی را یاد بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا